لغت نامه دهخدا
( آب سردی ) آب سردی. [ ب ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب که پس از بول از مجری برآید. ودی. وذی. ( زمخشری ).
( آب سردی ) آب سردی. [ ب ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب که پس از بول از مجری برآید. ودی. وذی. ( زمخشری ).
( آب سردی ) ( اسم ) آبی که پس از بول از مجری بر آید.
آب که پس از بول از مجرای بر آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جریان لیووین با جریانهای آب سردی که در همان عرض جغرافیایی در امتداد سواحل یافت میشوند (مانند جریان بنگوئلا و جریان هامبالت تفاوت بسیاری دارد. بالاآمدن آبهای سرد و سرشار از مواد غذایی از زیر به سطح آب برخی از مستعدترین مناطق ماهیگیری را پدید میآورد، مانند جریان کالیفرنیا که باعث مهآلود بودن هوای سانفرانسیسکو شده یا سرد قناری در آفریقای شمالی.
💡 آب سردی که در صفحات سقفی و لولههای جلوی پنجرهها جریان مییابد، سرمای ملایمی ایجاد میکند که با دمای حدود ۱۸ درجه سانتی گراد بر فضای کاری فرود میآید. این روش، جایگزین روش سنتی استفاده از فن برای دمیدن هوای سرد بر افراد ساختمان است.
💡 عوض آب خضر، نقد دل مخموران آب سردی است که در پرده شبها نوشند