اب تابه

لغت نامه دهخدا

( آب تابه ) آب تابه. [ تا ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن آب گرم کنند. || ابریق. آفتابه.

فرهنگ عمید

( آبتابه ) = آفتابه

فرهنگ فارسی

( آب تابه ) ظرفی که در آن آب گرم کنندابریق آفتابه
( آبتابه ) ( اسم ) ظرفی فلزین با لول. بلند که در آن آب کنند و بدان دست و رو و دهان را شویند.

جمله سازی با اب تابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تابه فروردین جهان چون حله رنگین شود بوستان پر لاله و پر سوسن و نسرین شود

💡 تفسیده تابه ای، شده بستر ز تب مرا پهلو به هر طرف که نهادم کباب شد

💡 یکی برای اینکه خمیر را گرد و پهن کند و دیگری برای برداشتن نان از روی تابه استفاده می‌شود.

💡 درون حلقه دلم تابه کی ز خون جگر بیاورید کبابی مرا شراب بس است

💡 و به همين دليل ما معتقديم مسلك جبر هميشه دستاويزى براى سلطه هاى استعمارى بوده تابه اين وسيله از واكنشهاى شديد مردمانى كه به زنجير كشيده

💡 شرکت بی‌پی تابه‌حال، در احداث خطوط لوله نفت و گاز بسیاری مشارکت داشته و می‌توان گفت، که در اکثر پروژه‌های بزرگ احداث خط لوله در سرتاسر جهان، حضور داشته است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز