اب بها

فرهنگ معین

( آب بها ) (بَ ) (اِمر. ) پولی که در ازای آب دهند، حق الشرب.

فرهنگ عمید

( آب بها ) پولی که در بهای آب می دهند، حق الشرب.
آبپاش
۱. ظرفی فلزی و دسته دار که سر لولۀ آن سوراخ های ریز دارد و برای آب پاشیدن روی گل ها یا زمین به کار می رود.
۲. کسی که شغل او آبپاشی بر روی گل ها وگیاهان است.

فرهنگ فارسی

( آب بها ) ( اسم ) پولی که در بهای آب دهند حق الشرب ٠

جمله سازی با اب بها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (وانهج لى الى محبتك سبيلاً سهلةً اكمل لى بها خيرالدنيا والا خرة ). (خداوندا!... بهسوى محبّتت راهى آسان بر من هموار ساز و به وسيله آن خير دنيا و آخرت را بر منكامل گردان ).

💡 مرگ است همچون اژدها جان می ستاند بی بها کی گردد از دامش رها پیل دمان شیر ژیان

💡 مگر ابروت بنمودت ره و رسم کمان بازی مگر آن غمزه فرمودت که خون ها بی بها کردی

💡 شبی هرگز گدایی را به خوان خود نمی‌خوانی نمی‌بخشی به یک سائل بهای لقمه نانی

💡 یکی از نقاشی‌های او با نام امروز قدم نمی‌زنم به بهای بیش از ۱ میلیون پوند خریده شد. پرتره‌ای به نام شهرزاد قصه‌گو نیز اثر اوست.

💡 و انظروا الينا نطرة رحيمة نستكمل بها الكرامة عندك، ثم لا تصرفها عنا بجودك

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز