اب اندام

فرهنگ معین

( آب اندام ) (بْ. اَ ) (ص مر. اِمر. ) خوش قد و قامت.

فرهنگ فارسی

( آب اندام ) ( صفت اسم ) آنکه دارای پیکری زیباست خوش شکل خوش قد و قامت.

جمله سازی با اب اندام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسن ز پیرهن اندام نازکش که مگر در آب گشته عیان عکس لاله و سمن است

💡 رخسار تو آسان نتوان دید از اندام گردیده حیا پرده فانوس حرم های

💡 در هوای قد و اندام و خط و عارض یار عشق با سرو و گل و سنبل و نسرین دارم

💡 در شکم، مجموعه‌ای مشترک از لایه‌ها وجود دارد که تمام دیواره‌ها را پوشانده و تشکیل می‌دهد؛ عمیق‌ترین آن‌ها شکم‌شامه است که بسیاری از اندام‌های شکمی (از جمله بیشتر روده‌های بزرگ و کوچک) را می‌پوشاند.

💡 تاکنون دانشمندان موفق شده‌اند اندام‌های نظیر پوست٬قلب٬شش٬کلیه٬شریان٬غضروف و استخوان را به‌وسیلهٔ این تکنولوژی روی تراشه شبیه‌سازی کنند.

💡 وصل مهرویان سیم اندام نسرین بر طلب سعی بی سود است کردن بی زر ای دل هی مکن