عکبر

لغت نامه دهخدا

عکبر. [ ع ِ ب ِ ] ( ع اِ ) چیزی است که زنبور عسل بر ران و بازوی خود آورده آن را در شهد بجای انگبین اندازد. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). نوعی از گل است و آن زرد و سفید و بنفش و سرخ هم می باشد، و مگس عسل آن را به جهت خوردن خود و بچه های خود می آورد. و بعضی گویند چیزی است که در میان عسل پیدا میشود و آن را به شیرازی دارومیگویند و مگس نحل به جهت خوراک بچگان خود می آورد وآن بغایت تلخ می باشد. و بعضی دیگر گویند عکبر وسخ الکبر است و آن را مومیائی نحلی خوانند و به شیرازی برمو گویند. جهت کوفتگی و شکستگی اعضا نافع است. ( برهان قاطع ). نزد جمعی موم کم عسل است که در آشیانه زنبور عسل یافت میشود و نزد بعضی وسخ الکوایر است که به فارسی برموم گویند و آن موم سیاهی است که زخمهای آشیانه را به آن مسدود میکنند. ( از تحفه حکیم مؤمن ).

جمله سازی با عکبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاقوت حموی تحصیلات وسیع علمی نداشت و عمده طول عمر خود را در مسافرت به سر برد. در دوران کودکی، در مکتب‌خانه صرف و نحو عربی را آموخت اما به واسطه شغلش (نسخه‌برداری از کتاب و تجارت کتاب) کتاب‌های زیادی را خواند، با بسیاری از دانشمندان روزگار خود دیدار کرد و خیلی چیزها را به همین ترتیب آموخت. او در آثار خود به این درس‌آموخته‌ها و افرادی که حق استادی به گردن او دارند اشاره می‌کند، چنان‌که می‌توان فهرست بلندی از استادان را برای او متصور بود؛ جمال‌الدین قفطی و عبدالله عکبری از جملهٔ این افراد بودند. اگرچه بسیاری از شرق‌شناسان، یاقوت حموی را به واسطه معجم‌البلدان می‌شناسند و به همین جهت، او را جغرافی‌دان و تاریخ‌نگار می‌دانند، اما او نحو و لغت نیز می‌دانست و آثاری در این حوزه‌ها نیز داشته‌است.

💡 از جمله افراد که خود را منتسب به این گروه می‌دانستند، یکی ابودُلَف خزرجی بود که قصیده‌ای معروف به «قصیده ساسانیه» دارد و دیگری احنف عکبری قصیده‌ای با قافیه «د» در مدح و توصیف طایفه بنی‌ساسان سروده و از انتساب خود به ایشان با غرور یادمی‌کند:

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز