لغت نامه دهخدا
علادی. [ ع ُ دا ] ( ع ص )شتر قوی. || ج ِ علندی. ( اقرب الموارد ).
علادی. [ ع ُ دا ] ( ع ص )شتر قوی. || ج ِ علندی. ( اقرب الموارد ).
شتر قوی جم علندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این افراد به نام های برفی نصراله پور فرزند شهباز و شرکایش بندعلی نصراله زاده و مشهدی حاجت گندایی و بارانی شالویی و حسن آقا علادی میباشند که جمعا از طایفه بهداروند,علادین وند به حساب می آیند و گروه مقابل قباد رستمی و شرکایش برات رستمی و خانواده ی عبدلله زاده میباشند