لغت نامه دهخدا
عرضه ساختن. [ ع َ ض َ / ض ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نشان دادن. ارائه دادن. عرضه کردن. عرضه دادن:
چون بیابد برده ای را خواجه ای
عرضه سازد از هنر دیباچه ای.مولوی.
عرضه ساختن. [ ع َ ض َ / ض ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نشان دادن. ارائه دادن. عرضه کردن. عرضه دادن:
چون بیابد برده ای را خواجه ای
عرضه سازد از هنر دیباچه ای.مولوی.
نشان دادن ارائه دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببینید، هر عملی را باید در ظرف زمانی خود سنجید، با توجه به تجربیاتی که دارم میتوانم بگویم نسبت به گذشته پشیمان نیستم، من روزی با چشمان خود دیدم رزمآرا پشت تریبون ملت قرار گرفت و با صراحت هرچهتمامتر گفت، مردم ایران عرضه ساختن یک «لولهنگ» را ندارند، اما امروز محمدجواد ظریف با شش کشور دنیا رودررو نشسته و برای احقاق حق ما مقابله میکند.