شمیط

لغت نامه دهخدا

شمیط. [ ش َ ] ( ع ص، اِ ) درآمیخته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). مخلوط. ( از اقرب الموارد ). || صبح، بدان جهت که سپیدی آن به سیاهی مخلوط است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). صبح. ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). || روشنایی به سیاهی آمیخته. ( ناظم الاطباء ). || اولاد مرد که نیمه ای نر و نیمه ای ماده باشند. || گیاه خشک و تر با هم آمیخته. || گرگ سیاه سپید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
- طائر شمیطالذنب ( ذنابی )؛ مرغ سپید سیاه دم. || شیری که از خوشمزگی ترشی و تازگی آن معلوم نشود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
شمیط. [ ش ُ م َ ] ( اِخ ) قلعه ای است به اندلس. ( منتهی الارب ).
شمیط. [ ش َ ] ( اِخ ) ابن بشیر. محدث است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با شمیط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شُمَیطیه یا سُمَیطیه یکی از فرقه‌های امامیه است که از پیروان یحیی بن ابی شمیط هستند که به امامت محمد دیباج معتقدند.

💡 احمر بن شمیط (درگذشته۶۸۶) یک فرمانده نظامی اهل کوفه از یاران علی بن ابی‌طالب و فرمانده سپاه کوفه در نبرد مذار بود.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز