شترپا

لغت نامه دهخدا

شترپا. [ ش ُ ت ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شترپای. || که پایی همچون پای شتر دارد. دارای پای ضخم وبی اندام. || پای اشتر. سپل. شپیل. رجل الجمل. نام گیاهی که برگ آن به کف پای شتر ماند. ( ناظم الاطباء ). || کاکوتی. سعتر. رجوع به اشترپاشود. || گل آفتاب گردان. ( ناظم الاطباء ).
شترپا. [ ش ُ ت ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چناران بخش حومه شهرستان مشهد. دارای 470 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر و نخود است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

شتر پای یا نام گیاهی که برگ آن بکف پای شتر ماند.

جمله سازی با شترپا

💡 روستاهای نظیر گهوه خالصه، حکیم آباد، بقمچ، اندیشش، شترپا و چمبر غربال، کبیر و (زندان لاجوردی) از روستاهای هم مسیر رشته کوه‌های هزار مسجد می‌باشد. نزدیک‌ترین روستا به این شهرستان روستای زناقل سرک، خرم‌آباد و (حسین‌آباد) است. خرابه‌های شهرمنیجان منسوب به منیژه دخترافراسیاب که یکی از قدیمی‌ترین آثار تاریخی چناران و خراسان حتی کشور است. درحاشیه شمالی این روستا قرار دارد، این روستا دارای قناتی تاریخی وزیباست که قدمت آن به دوره صفویه می‌رسد و در اکثر اوقات سال دارای آب گوارایی است، منطقه تفریحی چشمهٔ دژنوه، درکوه‌های جنوب روستا و در دره ای به همین نام و در فاصله ۴ کیلومتری روستا قرار دارد، و از دیگر آثار تاریخی آن می‌توان به قلعه یالان تش خان، خانه دختره (قلعه ای کوهستانی، در جنوب غرب روستا) اشاره نمود، سردار شهید سپاه اسلام حسین خوشرو، ازفرماندهان ۸سال دفاع مقدس متولد شده این روستاست.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز