لغت نامه دهخدا
شاه کاری. ( حامص مرکب ) شاگاری. سخره کاری. بیگاری. رجوع به شاکاری شود.
شاه کاری. ( حامص مرکب ) شاگاری. سخره کاری. بیگاری. رجوع به شاکاری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همان روز نامه دیگری از دربار به درخشانی میرسد مبنی بر اینکه از ریاست کل بازرسی املاک شاه به شغل کوچکتر بازرسی املاک گرگان و علیآباد و گنبد کاووس و نیز فرمانداری گرگان تنزل مقام یافتهاست. در این شغل هم بیش از یکماه و نیم دوام نمیآورد زیرا در جواب تلگراف دفتر مخصوص رضا شاه مبنی بر ارسال گندم گرگان به تهران (در موقعی که کمبود گندم مشکل بزرگی برای تمام کشور شده بود) درخشانی پاسخ میدهد که نان روزانه مردم گرگان به سختی تأمین میشود و گندمی نیست که به تهران فرستاده شود. بلافاصله با تلگراف وزیر کشور از مقام خود برکنار و از بازرسی املاک شاه هم کنار گذاشته میشود. در نتیجه این دو اقدام تهورآمیز درخشانی، برای بقیه دوران رضا شاه کاری به وی ارجاع نمیشود و از سوی ارتش هم منتظر خدمت میگردد.