لغت نامه دهخدا
سلنبه. [ س ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص ) گنده. ستبر. || قلنبه سلنبه. همان قلمبه سلمبه است یعنی کلفت و ضخیم. ( از فرهنگ فارسی معین ).
سلنبه. [ س ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص ) گنده. ستبر. || قلنبه سلنبه. همان قلمبه سلمبه است یعنی کلفت و ضخیم. ( از فرهنگ فارسی معین ).
گنده. ستبر. یا قلنبه سلنبه. همان قلمبه سلمبه است یعنی کلفت و ضخیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمتر پژوهشگری است که دربارهٔ انوار سهیلی اظهار نظر نکرده باشد. برخی آن را در اوج حسن دیدهاند و برخی در قعر ابتذال. اکثر پژوهشگران معاصر ایرانی بر این کتاب خرده گرفتهاند. اولین خاورشناسان غربی نیز با اینان همنظر بودند. ادوارد براون با اشاراتی تحقیرآمیز بهتندی از آن انتقاد کرده بود: «در کل، پر از مبالغههای محال، کلمههای قلنبه سلنبه، القاب دراز و بیهوده، قیاسهای دور از ذهن، و گزافهگوییهای پرطمطراق است. نمونهٔ اعلای سبک بیمایهٔ نویسندگان متکلفی است که طی سدههای نهم و دهم هجری در خراسان و ماوراءالنهر زیر پر و بال تیموریان رشد کردند». آرتور آربری گفته بود: «اگر روی آوردن به این کتاب را به ذوق پستیگرفتهٔ ایرانی نسبت دهیم سخنی درستتر بر زبان راندهایم، زیرا سبک کاشفی بیهیچ اشتباه نشانی از انحطاط زیباشناختی بر پیشانی دارد». یان ریپکا نیز انوار سهیلی را ترجمهای دوباره با «سرهمبندی کردن و آبوتاب دادن و لفاظیهای بیمعنی» دانسته بود.