روز هرمزد
لغت نامه دهخدا
روز هرمزد. [ زِ هَُ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز پنجشنبه. ( برهان قاطع ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ):
بباشم برین رزمگه پنج روز
ششم روز هرمزد گیتی فروز.فردوسی ( از شرفنامه منیری و آنندراج ).|| در اصطلاح ایرانیان باستان، روز اول هر ماه شمسی. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
جمله سازی با روز هرمزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز هرمزد ماه فروردین، ماه فروردین روز خرداد، (همراه با متن پارسی میانه، آوانویسی، واژهنامه و یادداشتها)، برگردان از: ابراهیم میرزای ناظر، مشهد: انتشارات ترانه، ۱۳۷۳ خورشیدی. ص۵۱.
💡 در یسنا هم خورشید به گونه های گوناگون نمود پیدا میکند. گاه به صورت یکی از پدیدههای آفرینش است که همراه با ماه و ستارگان میآید، یا یکی از ایزدان است که در این حالت، از برای فروغش به چشم اهورامزدا تعبیر میشود. در یسنا-ها ابند ۱۱ خورشید تیزاسب، دیدهٔ اهورامزداست که در ردیف اهورا و مهر مورد ستایش قرار گرفتهاست که در روز هرمزد، ماه فروردین این ستایش به جای آورده میشود، و در یسنا،ها ۴ بند ۶۱ نیز برای خشنودی وی در همان روز و ماه نذر میکنند.۸۱در یسنا ۲ بند ۶۱،۳ بند ۸۱،۴ بند ۱۲،