لغت نامه دهخدا
رفال. [رَ ] ( ع ص ) شعر رفال؛ موی دراز. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). موی دراز. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رفال. [ رِ] ( ع اِ ) رفال التیس؛ چیزی که بر سر غلاف نره قچقار نهند تا گشنی نتواند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
رفال. [رَ ] ( ع ص ) شعر رفال؛ موی دراز. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). موی دراز. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رفال. [ رِ] ( ع اِ ) رفال التیس؛ چیزی که بر سر غلاف نره قچقار نهند تا گشنی نتواند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تونی رفال (به انگلیسی: Tonyrefail) یک منطقهٔ مسکونی در بریتانیا است که در Rhondda Cynon Taf واقع شدهاست. تونی رفال ۱۲٬۳۰۱ نفر جمعیت دارد.
💡 هستههای تالاموس گمانه زده شدهاست که در هدایت توجه به مکانهای فضای بصری شرکت دارند. بهطور مشخص، به نظر میرسد هسته پالوینار در کنترل زیر قشری توجه فضایی دخیل است و ضایعات در این ناحیه میتواند باعث بیتوجهی شود. شواهد حاکی از آن است که هسته پلومن تالام ممکن است مسئول درگیری در توجه فضایی در یک موقعیت نشانه دهی قبلی باشد. مطالعهٔ رفال و پاسنر نشان داد که بیماران مبتلا به ضایعات حاد پالوینار برای شناسایی یک هدف که در زمینه ضد آسیب دیداری فضایی ظاهر میشود، در مقایسه با ظاهرشدن یک هدف درناحیه آسیب در طول یک کار آزمون فضایی، کندتر عمل میکنند. این نشان دهندهٔ نقص در توانایی استفاده از توجه برای بهبود عملکرد در تشخیص و پردازش اهداف بصری در منطقه ضد آسیب است.