لغت نامه دهخدا
دژمناکی. [ دُ ژَ / دِ ژَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دژمناک. غمگینی. افسردگی. || رنجوری. || خشمناکی. و رجوع به دژمناک شود.
دژمناکی. [ دُ ژَ / دِ ژَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دژمناک. غمگینی. افسردگی. || رنجوری. || خشمناکی. و رجوع به دژمناک شود.
۱ - غمگینی افسردگی. ۲ - خشمناکی. ۳ - رنجوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۷۶ ویسکونتی فیلم پایانی خود «بی گناه» را ساخت. در این فیلم او بار دیگر به شکوه و شگفتی زندگی توانمندان و گندوایی و دژمناکی شان میپردازد و آن را در زمینهٔ آشنای اپراگونهٔ کارهایش بازمینمایاند. این فیلم بر پایهٔ داستانی از گابریله دانونزیو نوشته شده در ۱۸۹۲ است و در بارهٔ «تولیو همیل» (با بازی جانکارلو جانینی) والاتبار ایتالیایی است که همسر زیبایش را رها کرده تا با کنتس ترزا رافو (با بازی جنیفر اونیل) که بیوهٔ است توانمند خوش باشد. تولیو بزودی در مییابد که بازیچه ایست در دست کنتس و میکوشد تا از بند او رها شده و بسوی همسر خود بازگردد. اما همسر او جیولینا (با بازی لائورا آنتونلی) اینک با فلیپو نویسندهٔ جوان روی هم ریخته و از او آبستن است. تولیو اینک دوباره دلباختهٔ همسرش است اما این دلباختگی برایش هوایی تازه دارد. او میکوشد تا جیولیانا را وادار کند تا آبستنی خود را با انداختن بچه به پایان برساند؛ ولی با آنکه فیلیپو مردهاست جیولیانا از این که دانههای کلیسا را زیر پا بگذارد سز باز میزند. برای تولیو که خود را بی خدا میخواند و میگوید: «زمین تنها کشور من است. هنگامیکه من مردم همه چیز به انجام رسیده. من اینک زندهام» به گفتهٔ وینسنت کنبی «در آفتابیترین، پر فرهنگترین، به سامانترین و درست رفتارترین از جهانها، زیاده روی تولیو و جیوانا زندگی شان را در هم شکستهاست. به همان مرگ آسایی که گویی در کشتی زیبایشان در میانهٔ دریای آدریاتیک به ژرفای آب فرومیروند»