دژمناک

لغت نامه دهخدا

دژمناک. [ دُ ژَ / دِ ژَ] ( ص مرکب ) غمگین. اندوهناک. ( آنندراج ). || رنجور و دردمند. ( ناظم الاطباء ). || خشمگین. خشمناک. تند: آنگاه سوی صفا، دژمناک التفات کرد و بر وی بانگ زد و گفت بازگرد از من ای ابلیس. ( ترجمه دیاتسارون ص 132 ). عیسی بر آن دژمناک تندید و گفت دهن خود ببند. ( ترجمه دیاتسارون ص 194 ).

فرهنگ عمید

رنجور، دردمند، افسرده، غمناک، اندوهگین.

جمله سازی با دژمناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی روز قارن دژمناک بود ز باد و ز باران جهان پاک بود

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز