( دوسرة ) دوسرة. [ دَس َ رَ ] ( ع ص، اِ ) شتر ماده بزرگ هیکل و تیزرفتار. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). اشتر بزرگ و سخت. ( مهذب الاسماء ). || هر چیز خاییدنی. ( ناظم الاطباء ). || بن هردوزنخ. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دوسره. [ دُ س َ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) صاحب دورأس. دارای دوسر. که دو سر دارد. که دو عضو به نام سر یا رأس بر تن دارد: گشتم سیصد و سه دره ندیدم آدمی دوسره. ( یادداشت مؤلف ). || دوجانبه. دوطرفه. دوسویه. از این سوی و آن سوی. || ذهاب و ایاب. رفتن و بازگشتن. ( یادداشت مؤلف ).
- بلیط دوسره؛ بلیط رفتن و بازگشتن.
- بلیط دوسره گرفتن؛ تهیه یا خرید بلیط برای ذهاب و ایاب. بلیط گرفتن برای رفتن و برگشتن سفری. ( یادداشت مؤلف ).
- دوسره بار کردن؛ از دو جانب مخالف سود بردن. از دو جهت فایده بردن. ( یادداشت مؤلف ).
- دوسره کرایه کردن مال؛ برای رفتن و بازگشتن کرایه کردن آن. کرایه کردن مال برای رفتن و بازآمدن. ( یادداشت مؤلف ).
(دُ سَ رِ ) (ص مر. ) دو طرفه، دو جهتی: بلیط دو طرفه.
۱. آنچه دو سر داشته باشد.
۲. (قید ) [مجاز] از دو طرف یا از دو جانب.
۳. [مجاز] برای دو مسیر رفتن و برگشتن: بلیت دوسرۀ هواپیما.
شتر ماده بزرگ هیکل و تیز رفتار.
( صفت ) دو طرفه دو جهتی: بلیط دو سره هواپیما.
دو طرفه، دو جهتی: بلیط دو طرفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طی این مدت، پژوهشها و آثار او بهطور فزایندهای با تئوری ارتباطات و روانشناسی متمرکز بود که در نهایت منجر به ارائهٔ نظریهٔ گرفتاری دوسره یا محظور مضاعف (انگلیسی: double bind theory) توسط او شد.
💡 حال اگر شخص اين دستور را درك كرد و اطاعت نمود؛ يعنى اگر مرد به زن نزديك شد وزن به سوى مرد آمد تا به حكم طبيعت به عمل طبيعى و مولد مبادرت كنند، آن وقت است كهمى توان گفت نمو شهوى در راه مستقيم و منظم سير نموده و قدرت غريزى در طريق طبيعىو عادى به مصرف رسيده است. ميليون ها اشخاص اين خط منظم و طبيعى را كه فرويدهماهنگى دوسره ناميده است طى نموده اند.))(400)