لغت نامه دهخدا
دمباوند. [ دُ وَ ] ( اِخ ) دماوند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دماوند شود.
دمباوند. [ دُ وَ ] ( اِخ ) دماوند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دماوند شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران شاهنشاهی ساسانی کشور ایران به چهار ناحیه به نامهای کوست خوربران، کوست نیمروج، کوست خوراسان و کوست کپکوه تقسیم میشد که حدود جغرافیایی ناحیه کپکوه با حدود جغرافیایی پتشخوارگر توافق تقریبی دارد و کوست کپکوه شامل ولایات: اتروپاتکان (آذربایجان)، ارمن (ارمنستان)، اری (آران)، ورجان (گرجستان)، گلان (گیلان)، دلمونک (دیلم)، تپرستان (مازندران)، دمباوند (دماوند) میشد. کوست کپکوه شامل رشته کوه البرز، قفقاز و کوههای آذربایجان میشد. دو سرزمین ورکان (گرگان) و کمش (دامغان و سمنان) بخشی از کوست خوراسان بود و جز کوست کپکوه محسوب نمیشدند.