لغت نامه دهخدا
در کوبیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) در کوفتن. کوبیدن در. دق الباب کردن: مکوب در کسی را تا نکوبند درت را. ( امثال و حکم ). رجوع به در کوفتن شود.
در کوبیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) در کوفتن. کوبیدن در. دق الباب کردن: مکوب در کسی را تا نکوبند درت را. ( امثال و حکم ). رجوع به در کوفتن شود.
در کوفتن کوبیدن در
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوانان قریش که شاهد این صحنه بودند، با تمام وحدت منافعی که در کوبیدن اسلام داشتند، عمار را از زیر شکنجهٔ ابوجهل نجات دادند، تا بتواند جسد پدر و مادر خود را به خاک بسپارد.