خزعلیه

لغت نامه دهخدا

خزعلیه. [ خ َ ع َ لی ی َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ام الفخر بخش شادگان شهرستان خرمشهر، واقع در 20 هزارگزی شمال شادگان و دو هزارگزی باختری راه فرعی اتومبیل رو اهواز به شادکان، دشت، گرمسیر، آب از رودخانه جراحی، محصول آن خرما و غلات و برنج، شغل اهالی آنجا زراعت و تربیت نخل و حشم داری، صنایع دستی عباو حصیربافی، راه در تابستان اتومبیل رو، ساکنین از طایفه خنافره اند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان امالفخر بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع در ۲٠ هزار گزی شمال شادگان و دو هزار گزی باختری راه فرعی اتومبیل رو اهواز بشادگان دشت گرمسیر آب از رودخانه جراحی محصول: خرما و غلات و برنج شغل اهالی: زراعت و تربیت نخل و حشم داری صنایع دستی: عبا و حصیر بافی راه در تابستان اتومبیل رو و ساکنین از طایفه خنافره اند.

جمله سازی با خزعلیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته می‌شود عبدالله فرزند ارشد شیخ خزعل معروف به شیخ محمره (خرمشهر) بود. وی در سال ۱۹۲۵ میلادی به همراه سایر اعضای کمیته قیام سعادت خوزستان که در حمایت از قانون اساسی مشروطه تشکیل شده بود شامل سردار اسعد بختیاری، امیر مجاهد بختیاری، سرهنگ ارغون (فرمانده سپاه قجری در خوزستان و چند تن دیگر از سران لر منطقه اندیمشک، توسط رضا شاه دستگیر شد. این منطقة یکی از پرجمعیت‌ترین محلات عرب‌نشین اهواز است. این منطقه بیشتر جمعیت خود را از عشایر جنگ‌زده دشت سوسنگرد دارد. در اهواز نام مناطق دیگری نیز به شیخ خزعل منتسب می‌شوند، همچون باغ شیخ [خزعل]، خزعلیه، بازار عبدالحمید که نام یکی از فرزندان شیخ خزعل در مرکز شهر اهواز است.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز