لغت نامه دهخدا
خرقانین. [ خ َ رَ ] ( اِخ ) رجوع به ذیل خرقان همدان شود.
خرقانین. [ خ َ رَ ] ( اِخ ) رجوع به ذیل خرقان همدان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناحیهٔ کوهستانی پهناوری که یونانیان آن را مدیا (madia) میگفتند و از باختر به جلگههای بینالنهرین و از خاور به کویر بزرگ ایران محدود میشد نزد جغرافینویسان عرب به نام ایالت جبال معروف بوده که آوج نیز تحت عنوان خرقانین و آوه شمالی جزء ایالت جبال محسوب میشده.
💡 ناحیت اعلم همان است میان همدان و زنجان و خرقان که غالباً خرقانین خوانده میشود این ناحیه اعلم مشتمل بر چندین دهکده است که حمدالله مستوفی سیاهه آنها را ذکر نموده تا میان آوه ساوه اشتباه نشود این آوه شمالی را به صورت آوا نیز ثبت شد. یاقوت حموی و مقدسی نیز در قرن چهارم بدان اشاره کردهاند.
💡 «چون موسیبن بوقاباروی قزوین بساخت مردم را از اطراف بیاورد و در محلات آنجا ساکن کرد و آن شهر معظم شد. این نواحی باز داخل قزوین گردانیده و ناحیت زهراء، قهپایه و مرضی از ری و خرقانین و خرود سفلی از همدان و طالقان و ناحیت سفح و قصرالبراذین و فشگلدره از دیلمان مفروض کرد و داخل قزوین گردانید».
💡 خرقانین ولایتی است چهل پاره دیهٔ است و از اقلیم چهار هوایش به سردی مایل است و آبش از چشمهها که از آن کوهها برمیخیزد