حسن بزاز

لغت نامه دهخدا

حسن بزاز. [ ح َ س َ ن ِ بَزْ زا ] ( اِخ ) ابن صباح مکنی به ابوعلی واسطی، در 249 هَ. ق. درگذشت. او راست: «العمل بذات الحلق » و کتاب «الکرة». ( هدیةالعارفین ج 1 ص 266 ).

فرهنگ فارسی

ابن صباح مکنی بابوعلی واسطی اوراست العمل بذات الحلق و کتاب الکره

جمله سازی با حسن بزاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن بزاز گويد امام صادق عليه السلام به من فرمود نمى خواهى سه چيزى را كه ازسخت ترين واجبات خداست بر خلقش به تو خبر دهم گفتم چرا فرمود انصاف دادن مردم ازخود و مساوات با برادرت و ياد كردن خدا در هر جا بدان كه نمى گويم ياد خدا سبحانالله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر اگر چه اين هم از آن است بلكه ياد خدا درموقع برخورد با حلال و حرام او است.(89)

💡 عامل اصلی این اقدامات فردی به نام حسن بهروزیه بود، که به نمایندگی دوره نخست مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید ولی اعتبار نامه آاش تصویب نشد و مدتی بعد اعدام شد و به قولی دیگر در اثر شکنجه دچار نارسایی کلیه شد و در در سال ۶۱ جان باخت. در طی جنگ‌های داخلی بعد از جنبش مشروطیت محمد خانلوها، به تبعیت از ایل متحدشان چلبیانلو، طرف استبدادیون را گرفته و با سپاه رحیم خان چلبیانلو همراهی کردند، علی‌رغم آنکه پدر رهبر نیروهای مشروطه خواه، ستار خان قرداغی، فرزند حاج حسن بزاز قره داغی از طایفه محمد خانلو بودومادرش ار روستای موسی کندی ایل حسن بگلوبود. بعد از شکست رحیم خان در ۱۹۰۹، امیر ارشد از ایل حاج علیلو خلأ قدرت در ارسباران را پر کرد.

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز