حاجی خاتون

لغت نامه دهخدا

حاجی خاتون. ( اِخ ) چهارمین زن اولجایتو سلطان خواهر امیرعلی و مادر ابوسعید. او در کارهای سلطنت مداخله میکردو آنگاه که سلطنت ارپاگاون هنوز قوامی نگرفته بود، یعنی سنه 736 هَ. ق. حاجی خاتون با دلشاد خاتون و عده ای از امراء آشوب طلب گرد علی پادشاه برادر خود جمعشده او را بمخالفت ارپاگاون برانگیختند. رجوع به ذیل جامعالتواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو ص 71 و حبط ج 2 ص 77 و تاریخ مغول عباس اقبال ص 342 و 350 شود.

فرهنگ فارسی

چهارمین زن اولجایتو سلطان خواهر امیر علی و مادر ابوسعید

جمله سازی با حاجی خاتون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاجی خاتون مادر ابوسعید و خواهر امیرعلی پادشاه، خواجه لؤلؤ را پیش برادر خود که والی دیاربکر بود فرستاد و «صورت احوال باز نمود و امیرعلی به استعداد مقاومت مشغول شد».

💡 بغداد خاتون دختر امیر چوپان و بیوه ابوسعید همچنان نفوذ بسیاری در میان برخی از امیران و سرداران قدرتمند ایلخانان به ویژه چوبانیان داشت، همچنین حاجی خاتون مادر ابوسعید به دلیل آنکه پسرش امیر چوپان را کشته بود، با چوبانیان میانهٔ خوبی نداشت و او نیز در میان برخی از امیران ابوسعید طرفدارانی داشت.

💡 پس قاعدتاً حاجی خاتون نمی‌بایست مخالف کشته شدن بغدادخاتون باشد؛ بنابراین، باید حدس زد که فرستادن خواجه لؤلؤ نزد امیرعلی پادشاه، به دلیل مخالفت حاجی خاتون با قتل بغدادخاتون نبوده‌است، بلکه حاجی خاتون خواسته بود برادر خود را از نقشهٔ آرپاخان در مورد قتل و از میان برداشتن امرای بزرگ ابوسعید و از جمله خود امیرعلی پادشاه آگاه سازد.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز