لغت نامه دهخدا
جکم. [ ج َ ] ( هندی، اِ ) نام یکی از ستارگان چهارده گانه که به عقیده هندوان دورادور قطب قرار دارند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 121 شود.
جکم. [ ج َ ] ( هندی، اِ ) نام یکی از ستارگان چهارده گانه که به عقیده هندوان دورادور قطب قرار دارند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 121 شود.
نام یکی از ستارگان چهارده گانه که به عقیده هندوان دورا دور قطب قرار دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او که توسط دادگاه انقلاب شیراز به اتهام شرکت فعال در سرکوبی مردم و عاملیت قتلعام و کشتار مردم در در ۲۲ بهمن ۵۷ و قتل قتل و کشتار ۸۰ نفر و مجروح شدن ۴۷۰ نفر به یک سال محکوم شده بود، در ۱۴ تیر ۱۳۵۹ توسط صادق خلخالی مجدداً محاکمه و بدون ارجاع و توجه به پروندههای او در دادگاه پیشین به همراه چند نفر دیگر از ارتشیان به اعدام محکوم و بلافاصله جکم وی به مرحله اجرا درآمد.