جاموقه

لغت نامه دهخدا

جاموقه. [ ق َ ] ( اِخ ) مهتر قوم جاجوات و یکی از نزدیکان اونک خان است: وی خواست اونک خان را به مخالفت چنگیز برانگیزد اما توفیق حاصل نکرد سپس پسر او سکون یا سنگوم را در مخالفت با چنگیز با خود موافق ساخت. ( از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 19 ).

فرهنگ فارسی

از نزدیکان اونک خان است

جمله سازی با جاموقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یکی از مراسم‌ها به نام آندا (سوگند)، تموچین با جاموقا(بعدها رقیب اصلی او در اتحاد قبایل مغول) آشنا می‌شود و از آن پس برادر خوانده یک دیگر می‌شوند. آندا (سوگند) یکی از رسم‌های رایج بین مغولان که منجر به برادرخواندگی می‌شود. آن‌ها استخوان‌های گوسفند را به عنوان یادگار به یکدیگر داده و سوگند دوستی ابدی یاد می‌کنند. به این ترتیب دو دوست از قبایل جداگانه همدیگر را برادر می‌خواندند و یکدیگر را آندا می‌نامیدند. سپس با رد و بدل کردن هدیه‌های بین خود به آن رسمیت می‌بخشیدند. آنداها برای فرزندان یک دیگر پدرخوانده می‌شدند و در سختی‌های زندگی به همدیگر کمک می‌کردند. یاد شده‌ است که تموچین تیری به جاموقا می‌دهد که پیکان آن از چوب سرو تراشیده شده بود و جاموقه هم تیری از شاخ گوساله به تموچین می‌دهد که سوراخ‌هایی در آن کنده شده، که وقتی پرتاب می‌شد فریاد «صفیر» می‌کشید. آن دو در سن ۶ یا ۷ سالگی عهد اندا (دوست بچگی) به جا آوردند اما به دلیل کوچ قبیله جاداراد راهشان در ۹ سالگی، برای چند سال، جدا شد.

💡 در یکی از مراسم‌ها به نام آندا (سوگند) تموچین با جاموقه آشنا می‌شود و از آن پس برادر خوانده یک دیگر می‌شوند. آندا (سوگند) یکی از رسم‌های رایج بین مغولان که منجر به برادرخواندگی می‌شود. آن‌ها استخوان‌های گوسفند را به عنوان یادگار به یکدیگر داده و سوگند دوستی ابدی یاد می‌کنند. به این ترتیب دو دوست از قبایل جداگانه همدیگر را برادر می‌خواندند و یکدیگر را آندا می‌نامیدند. سپس با رد و بدل کردن هدیه‌های بین خود به آن رسمیت می‌بخشیدند. آنداها برای فرزندان یک دیگر پدرخوانده می‌شدند و در سختی‌های زندگی به همدیگر کمک می‌کردند. یاد شده است که تموچین تیری به جاموقه می‌دهد که پیکان آن از چوب سرو تراشیده شده بود و جاموقه هم تیری از شاخ گوساله به تموچین می‌دهد که سوراخ‌هایی در آن کنده شده، که وقتی پرتاب می‌شد فریاد «صفیر» می‌کشید.