تباهیدن

لغت نامه دهخدا

تباهیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) فاسد شدن. ( لسان العجم شعوری ج 1 ورق 286 ب ) ( ناظم الاطباء ). ضایع شدن. ( ناظم الاطباء ). || گمراهی. ( لسان العجم ایضاً ). || پوسیدن. ( ناظم الاطباء ). || فنا شدن و فنا کردن. ( لسان العجم ایضاً ). || باطل گشتن. ( ناظم الاطباء ). || خراب کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

۱. تباه شدن.
۲. فاسد شدن.

جمله سازی با تباهیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راتبارد، افزون بر فلسفه، تاریخ و اقتصاد و برخی موضوعات دیگر، شطرنج، معماری کلیسایی سبک باروک آلمان و جازهای نخستین را بسیار دوست می‌داشت. او مخالف و منتقد تباهیدن جاز و آوازهای مردم‌پسند و تبدیل آن به موسیقی راک و بیباپ بود.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز