لغت نامه دهخدا
بیدزار. ( اِ مرکب ) بیدستان.
بیدزار. ( اِ مرکب ) بیدستان.
جایی که درختان بید بسیار باشد، بیدستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مورد اطمینانترین ریشهیابی نام شهر بیجار، برگرفته از درختان بید فراوان در منطقه بوده که آنجا بیدزار نام داشتهاست. در زبان کردی به بید (بی) و به زار (جار) گفته میشود، میتوان گفت بیجار دگرگون شده کلمه بیدزار است. بیجار کلمهای است که ریشه در زبان پهلوی دارد، و چون زبان کردی با زبان پهلوی قرابت خاصی دارد، با این نظر که (بی) از زمانهای گذشته و در موارد مختلف، مصحف یا لهجهای از بید (درخت بید) بودهاست و جار نیز پسوند مؤخر امکنه و لهجهای از (زار) بودهاست، با توجه به اینکه در کتاب ترجمه تاریخ طبری هم به معنای (زار) بهکار رفتهاست؛ پس میتوان گفت: بیجار - بیجار، کلمهای به معنای بیدزار بودهاست.در اسناد قدیمی نوشتن بیدجار رواج داشتهاست، همچنین در بعضی زبانهای غربی این شهر با نام بیدجار شناخته شدهاست.
💡 در بالای بهشت گمشده، روستایی به نام جیدرزار وجود دارد؛ جیدر نام نوعی پوشش گیاهی است و زار هم به معنی محل رویش است همانند بیدزار یا بنه زار. مردمان این روستای تمام سنتی تا چند سال قبل هم برق نداشتهاند و هماکنون با الاغ و چهارپایان برای رفت و آمد استفاده میکنند.