لغت نامه دهخدا
جیدر. [ ج َ دَ ] ( ع ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). مؤنث آن جیدرةاست و بمرد نیز گاه جیدره گویند و در این صورت تاء برای مبالغه است. ( منتهی الارب ). رجوع به جیتر شود.
جیدر. [ ج َ دَ ] ( ع ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). مؤنث آن جیدرةاست و بمرد نیز گاه جیدره گویند و در این صورت تاء برای مبالغه است. ( منتهی الارب ). رجوع به جیتر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محسن ششماههاش ساقط نگردید از لگد با طناب ظلم طوق گردن جیدر نشد