بلالک

لغت نامه دهخدا

بلالک. [ ب َ ل َ ] ( اِ ) به معنی بلارک است که نوعی از فولاد جوهردار باشد، و شمشیر هندی را نیز گویند. ( برهان ). بلارک. رجوع به بلارک شود:
چه چیز است آن رونده تیر خسرو
چه چیز است آن بلالک تیغ برّان
یکی اندر دهان حق زبانست
یکی اندردهان مرگ دندان.عنصری.از آن آهن لعل گون تیغ چار
هم از روهنی و بلالک هزار.اسدی.در زمین ز آهن بلالک تیر
گاهی آتش فکند و گه نخجیر.نظامی.به دریا گر فتد عکس بلالک
به ماهی گاو گوید کیف حالک.نظامی.

فرهنگ عمید

= بلارک

فرهنگ فارسی

( اسم ) بلارک.

جمله سازی با بلالک

💡 او در سال ۱۹۳۷ مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه تورنتو دریافت داشت و دوران کارورزی عمومی خود را در بیمارستان عمومی تورنتو و کارورزی جراحی را در بیمارستان کودکان ناخوش گذراند. او یک دورهٔ فوق‌تخصصی هم در زمینه جراحی ارتوپدی در نیویورک گذراند و سپس دوره‌های آموزشی جراحی عمومی، جراحی قفسهٔ سینه و جراحی مغز و اعصاب را در تورنتو تکمیل کرد. وی به مدت ۱ ماه نیز یک دورهٔ آموزشی با آلفرد بلالک در بالتیمور گذراند.

💡 سرشناسی وی بیشتر مدیون تکمیل یک روش درمان برای مداوای بیماری کبودی نوزاد است که در اثر اختلال عملکرد قلب یا ریه و عدم دریافت اکسیژن کافی در خون عارض می‌شود. ویوین توماس، در دهه ۱۹۴۰ میلادی، در آزمایشگاه پژوهشی دانشگاه وندربیلت، دستیار یک استاد جراح به نام آلفرد بلالک بود. در این آزمایشگاه با مطالعه عوارض مشابه‌ای که بر حیوانات اعمال می‌شد، روش‌های درمان در انسان گسترش یافته و تکمیل می‌شد. ویوین توماس، بعدها به استخدام آزمایشگاه دانشکده پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز درآمد و سال‌ها به عنوان سرپرست و راهنمای علمی و عملی آزمایشگاه مشغول خدمت بود.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز