بر اندیشیدن

لغت نامه دهخدا

براندیشیدن. [ ب َاَ دَ ] ( مص مرکب ) اندیشیدن. فکر کردن: چون نامه مردان بدو رسید براندیشید و صلح اجابت کرد بر پانصد هزاردرم وصد غلام... ( ترجمه تاریخ طبری ).
بکردار بد هیچ مگشای چنگ
براندیش از دوده و نام و ننگ.فردوسی.می خواه و طرب جوی و زبهر طرب خویش
می را سببی ساز و براندیش و برآغال.فرخی.گر براندیشی بریدستی ره دور و دراز
چون نیندیشی که این رفتن بدینسان تا کجا.ناصرخسرو. || ترسیدن. بیم داشتن. واهمه کردن:
نباشم بدین محضر اندر گوا
نه هرگز براندیشم از پادشا.فردوسی.تو ای بهمن جادوی تیره جان
براندیش از کردگار جهان.فردوسی.چون از آن روز برنیندیشی
که بریده شود در او انساب.ناصرخسرو.براندیش از افتان و خیزان تب
که رنجور داند درازی شب.سعدی.رجوع به اندیشیدن شود.

فرهنگ فارسی

اندیشیدن فکر کردن.

جمله سازی با بر اندیشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ حیدر (۱۴۵۹–۱۴۸۸م) زمانی که ده ساله شد ریاست خانقاه اردبیل را به عهده گرفت و از حمایت اوزون حسن برخوردار بود و بعداً با مارتا یا عالم‌شاه بیگم دختر اوزون حسن و دسپینا خاتون ازدواج کرد. حیدر به عنوان رهبر صفویه جاه‌طلبی سیاسی پدرش را دنبال کرد. در زمان او صفویه به عنوان یک جنبش سیاسی شیعی دوازده امامی به‌طور فزاینده ای تبلور یافت و حیدر در نظر پیروان قزلباشش یک شخصیت الهی بود. او علاوه بر اندیشیدن به انتقام پدرش، برای تداوم راه او نیز گام برداشت. به همین دلیل علاوه بر رهبری مذهبی مریدان، بخشی از اوقات خود را به امور نظامی و ساخت اسلحه برای مسلح کردن افرادش اختصاص داد. او همچنین به سازماندهی مریدانش پرداخت و کلاه مخروطی شکلی با دوازده تَرک سرخ رنگ (که به تاج «حیدری مشهور» شد) برای آنان ساخت. حمایت اوزون حسن و ترغیب اطرافیان خود به استفاده از این کلاه نیز به ترویج آن کمک کرد. به این ترتیب، تشکل مریدان طریقت صفوی، با عنوان جدید «قزلباش» تحکیم و توسعه یافت. حیدر دو بار به چرکس‌ها حمله کرد و غنائمی به دست آورد. بعداً برای انتقام پدرش به شروان‌شاهان حمله کرد، اما به دلیل حمایت سلطان یعقوب، سلطان جدید آق‌قویونلو‌ها، او نیز از حاکم شروان شکست خورد و کشته شد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز