ایبد

لغت نامه دهخدا

ایبد. [ اَ / اِ ب َ ] ( اِ ) شراره و سرشک آتش. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( هفت قلزم ).شراره آتش. ( ناظم الاطباء ). ابیز. ابیر. آبیر. ابید. آبید. آیژ. آییژ. آیژک. رجوع به همین کلمات شود.

جمله سازی با ایبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساختارشکنی ایبد در روایت داستان در بسیاری از آثار او مانند "گرگ گنده و خپله ماهی" و "عجیب و عجیب‌های ته دریاً دیده می‌شود، چنان‌که محمدهادی محمدی دربارهٔ این کتاب می‌گوید: "در این روایت، شخصیت نداریم.

💡 درون‌مایهٔ آثار او شامل مسائل و دغدغه‌های همیشگی بشر مانند مرگ و مسائل اجتماعی مانند تبعیض‌ها و کلیشه‌های جنسیتی و همچنین نیازها و خواست کودک و نوجوان امروز است:" ایبد را باید نویسنده‌ای با مضامین و درون‌مایه‌هایی متفاوت دانست".

💡 طاهره ایبد (زاده ۱ مهر ۱۳۴۲)وی در شیراز دیده به جهان گشود. از نویسندگان معاصر است.

💡 ایبد آثاری با درون‌مایه‌های مختلف مثل جنگ، دوستی، خانواده، محیط زیست و… را آفریده؛ رمان تخیلی برای نوجوانان، داستانک‌هایی برای کودکان و آثاری که طنز بارزترین ویژگی آن‌هاست.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز