لغت نامه دهخدا
( آمادگی ) آمادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) ساختگی.تهیه. بسیج. ساز. استعداد. تَهَیﱡاء. أهبه. ساخت وساز. عتاد. اباب. آراستگی. جهاز. عُدّه. ( دهّار ).
- آمادگی سفر؛ ساز سفر.
( آمادگی ) آمادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) ساختگی.تهیه. بسیج. ساز. استعداد. تَهَیﱡاء. أهبه. ساخت وساز. عتاد. اباب. آراستگی. جهاز. عُدّه. ( دهّار ).
- آمادگی سفر؛ ساز سفر.
( آمادگی ) (دِ ) ۱ - (حامص. ) آماده بودن. ۲ - ( اِ. ) تهیه، بسیج، استعداد.
( آمادگی ) آماده و مهیا بودن: آن جهان صورت شود آن مادگی / هرکه در مردی ندید آمادگی (مولوی: ۹۲۰ ).
( آمادگی ) ۱ - آمادهبودن. ۲ - ( اسم ) تهیه بسیج ساز استعداد.
آمادگی
{preparation} [اعتیاد] سومین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن فرد برای تغییر احساس نیاز می کند، ولی هنوز اقدامی نکرده است و در جست وجوی روش مناسب آن را به تأخیر می اندازد متـ. مرحلۀ آمادگی preparation stage
[ویکی فقه] آمادگی. آمادگى به آماده شدن و آماده بودن برای انجام کار یا روی دادن حالتی اطلاق می شود.
آمادگى یا مهیا شدن، به آماده شدن و آماده بودن وعدم غفلت گفته می شود.
احکام آمادگی در ابواب فقه
از آمادگی به مناسبت در باب هاى طهارت، صلات، حج، جهاد و سبق و رمایه سخن گفته شده است.
← احکام آمادگی در باب طهارت
۱. ↑ العروة الوثقى، ج۱، ص۱۹۳-۱۹۴.۲. ↑ مستمسک العروة، ج۴، ص۴۳۶.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین زمان علیمردان خان چهارلنگ و اسماعیل خان در نبرد کرمانشاه از کریم خان زند شکست خورده و به عراق پناهنده شده بودند زمانی که مصطفی خان ازین مسئله آگاه شد دو خان مذکور را از حضور شاهزاده مطلع ساخت و مسئله پادشاهی وی را در میان گذاشت. به همین دلیل نامهای به شاهزاده و راضیه بیگم نوشتند و شاهزاده را به پادشاهی دعوت کرده و امادگی خود را برای حمایت از او اعلام کردند. وجود این شخص برای علی مردان خان فرصتی محسوب میشد تا بتواند با کریم خان که اخیراً از محمدحسنخان قاجار شکست سختی خورد بود و شاه اسماعیل سوم به محمدحسن خان پناه برده بود به مقابله برخیزد. علیمردان خان همواره نیروی قابل ملاحظهای از ایل خودش و لرهای فیلی اسماعیل خان را در اختیار داشت. و وجود این شاهزادهی صحیح النسب صفوی هم موجب جلب افراد تازه نفس بیشتری در نواحی دوردست میشد.
💡 در اینکه روستای باباخنجر از روستاهای باستانی باشد تاکنون مدرکی به دست نیامده است ولی آنطور که در افواه قدیمی ترها معمول بوده، این است که این خطه اردوگاه لشکر ایالتی بوده و به واسطه کوههای نفوذ ناپذیر و وجود چشمه های فراوان،و مرغزار و جنگل که از قینش(دهنه) تا دربند امتداد داشته،به استقرار نیروهای جنگی جهت حفظ امادگی دفاعی به مرکزیت هگمتانه را از زمان مادها مهر تایید می زند و گزاره ای قابل قبول است.موید این مطلب وجود یک دژ مخروبه در قله کوه زنگه خور است که از فراز آن میتوان گستره وسیعی از درهها، دشتها و ارتفاعات پیرامونی منطقه را زیر پوشش دیدهبانی قرار داد،که احتمالا به عنوان حلقه ارتباطی با قلاع و دژهای دیگر منطقه و کشور از جمله قلعه باشقورتاران و قلعه قمچقای بیجار و قلعه های موجود در سایر رشته کوه ها مثل خرقان و در ادامه قلعه های لمبسر و الموت در البرز دانست که از دوران باستان بنا گردیده اند و بعدها در سده های میانی اسلامی مورد بازسازی و استفاده اسماعیلیان قرار گرفته است و بیشتر آنها با نام قیزلار قالاسی(قلعه دختر) معروف هستند.