اشاز

لغت نامه دهخدا

( اشآز ) اشآز.[ اِش ْ ] ( ع مص ) بی آرام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || ترسانیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بی آرام کردن یا ترسانیدن

جمله سازی با اشاز

💡 به قهرمان بنگر كه شمشير، چهره اش را پاره كرده است. و به ديگرى كه كشته اشاز بلنداى قصر پرتاب مى گردد.

💡 پس بخت نصر در خواب ديد كه گويا سرش از آهن است و پاهايش از مس ‍ است و سينه اشاز طلا است ! منجمان را طلبيد و گفت: بكوئيد كه من چه خواب ديده ام ؟

💡 نظام سرمايه دارى با غارت كشورهاى عقب افتاده به پيشرفتهاى اقتصادى وتكنولوژيكى چشم گيرى رسيد و اين تكنولوژى در جهت هر چه عقب مانده تر نگاهداشتنكشورهاى جهان سوم بهره گرفت. اما طولى نكشيد كه اين نظام بعلت خوى استعمارى اشاز درون نيز دچار شكاف و انحراف شد و مسلك و مرامى بنام ماركسيسم از درون آن سر برآورد، كه در واقع اعتراضى بود به روند سبعانه كاپيتاليسم.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز