ازماع

لغت نامه دهخدا

ازماع. [ اِ ] ( ع مص ) دویدن خرگوش. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || جای جای برآمدن گیاه و برابر ناشدن آن. || بزرگ شدن گره انگور که جای برآمدن خوشه آن است. || عزم بر کاری کردن. ( منتهی الارب ). قصد کردن. دل بر کاری نهادن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ثابت عزم بودن بر کاری. ( منتهی الارب ).
ازماع. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ زَمعة، به معنی پشته و آب راهه یا زمین نشیب.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) قصد کردن، دل بر کاری نهادن.

ویکی واژه

قصد کردن، دل بر کاری نهادن.

جمله سازی با ازماع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله امتش را نهى كرد از اينكه احدى همسايه اش را ازماعون، منع نكند. (يعنى عاريه دادن و توجه مادى و فرهنگى و سياسى و هر خدمت ديگربه همسايه اش دريغ نكند. آنگاه حضرت فرمود:

💡 پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله امتش را نهى كرد از اينكه احدى همسايه اش را ازماعون، منع نكند. (يعنى عاريه دادن و توجه مادى و فرهنگى و سياسى و هر خدمت ديگربه همسايه اش دريغ نكند

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز