ابسر

لغت نامه دهخدا

( آبسر ) آبسر. [ س َ ] ( اِ مرکب ) آبسَرد. لرزانک گونه که از آب گوشت یا آب کله پاچه کنند.

فرهنگستان زبان و ادب

آب سر
{hydrofoil} [علوم نظامی] شناوری تندرو که پس از رسیدن به سرعت مشخص با استفاده از باله ها یا تیغه هایی که از زیر آن بیرون می آید، بدنه اش از سطح آب بلند می شود

دانشنامه عمومی

آبسر. آبسر، روستایی در دهستان کنت بخش هیدوچ شهرستان سیب و سوران در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۰ نفر ( ۴ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با ابسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو سر آورده رو یکسر، بقصد جدی تن پرور؛ یکی زد مخلبش ز ابسر، یکی منقارش از ایمن

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز