معمور ساختن

لغت نامه دهخدا

معمور ساختن. [ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) آباد کردن: و مملکتها معمور سازند. ( ظفرنامه یزدی ). و رجوع به معمور کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آباد کردن آبادان ساختن: [... و مملکتها معمور سازند. ] ( ظفر نامه یزدی. چا.امیر کبیر ۳۶۸: ۲ )

جمله سازی با معمور ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه خداى تعالى براى زيستن در آسمانهايش و، معمور ساختن آسمان برين، خلقى بديع،يعنى ملايكه را آفريد. و راههاى گشاده آسمان را از آنان بينباشت. و فضاهاى گشاده آسمان رابه آنان پر نمود. آواز تسبيح آنان در فضاى قدس الهى و آن سوى حجابها و پرده سراهاىمجد و عظمت، طنين افكند. و فراسوى اين آوازهايى كه گوش را كر مى كنند، انوارى است كهديده ها را طاقت نگريستن در آنها نيست، پس خيره در جاى خود بماند كه پاى از حد خود فراترنهادن نتواند.