مرزغ

لغت نامه دهخدا

مرزغ. [ م ُ زِ ] ( ع ص ) بارانی که گل ناک کند زمین را. ( آنندراج ).أرزغ المطر الارض؛ بلها و بالغ و لم یسل. ( اقرب الموارد ). نعت فاعلی است از ارزاغ. رجوع به ارزاغ شود.

جمله سازی با مرزغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر آنکه در بیشه مرزغون یکی گرگ پیدا شده پرفسون

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز