متدرج

لغت نامه دهخدا

متدرج. [ م ُ ت َ دَرْ رِ ] ( ع ص ) آن که اندک اندک قریب گردد. ( آنندراج ). آهسته آهسته و کم کم پیش رفته. ( ناظم الاطباء ). آن که آهسته و به تدریج پیش رود. و رجوع به تدرج شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ دَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) آهسته و کم کم پیش رونده.

فرهنگ عمید

درجه به درجه، آهسته، به تدریج.

ویکی واژه

آهسته و کم‌کم پیش‌رونده. درجه‌به‌درجه. به‌تدریج.
درجه‌به‌درجه؛ آهسته؛ به‌تدریج.

جمله سازی با متدرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دسته اول معتقدند كه: حلول عيسى در جسد مانند پرتو نور بر جسم شفاف است. برخىگويند: در جسد جا گرفت مانند نقش مهر در موم. گروهى گويند: در جسم آشكار شد مانندظهور روحانى به جسمانى. بعضى گويند: لاهوت در ناسوت متدرج شد. عده اى گويند:كلمه با جسد ممزوج شد چون شير با آب و...(482)

💡 محيط بودن خداى - تبارك و تعالى - يا فرا گيرندگيش بر لايه هاى متدرج هستى وبر رخدادها و پديدارها براى ما جلوه اى گوناگونى دارد. به ديگر بيان، اين واقعيتعظيم و پرشكوه براى ذهن ما يا براى ما در مقام شناسا، به چند صورت ظهور مى نمايد.يكى احاطه علمى بر هر چيز.