مایه زدن
مترادفها
تخمیر کردن
لغت نامه دهخدا
مایه زدن. [ ی َ / ی ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) اندکی از ماست ترش شده را درداخل شیر جوشیده کردن تا به ماست تبدیل گردد و یا پنیر مایه را داخل شیر کردن تا به پنیر تبدیل گردد.
- امثال:
مگر ماست به دهانت مایه زده اند؛ یعنی چرا جواب نگویی. ( امثال و حکم ج 4 ص 1728 ).
فرهنگ فارسی
اندکی از ماست ترش شده را داخل شیر جوشیده کردن تا به ماست تبدیل شود
جمله سازی با مایه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دَلَمه یا پنیرِ تَر به شیری میگویند که بعد از مایه زدن بسته شود. شیر پس از مایه خوردن دلمه میشود و آب دلمه در کیسه گرفته میشود و آنچه میماند پنیر است، و از آن آب پس از جوشاندن «لور» گرفته میشود. دلمه، پنیر بینمک تازهٔ سفید و لرزان و خوشطعمی است.