قما

لغت نامه دهخدا

قما.[ ق ُم ْ ما ] ( مغولی، اِ ) زن غیرمحترمه مانند متعه وامثال آن که مرد بر سر عقدی یا محترمه خود گیرد. کنیزک. ( غیاث اللغات ). قوما. زن مملوکه: این دو نوباوه خاندان سعادت اگرچه از قمااند... ( ابوالفضل ناکری در شرح حال خود ). سلطان بغداد خاتون را... از امیر شیخ حسن بازستانده قمای خود ساخته بود. ( ذیل حافظ ابرو رشیدی ). اوکتای قاآن را خاتون بسیار بوده اند و شصت قما داشته. ( جامعالتواریخ بلوشه ص 3 ). || نام دوایی که برای فزونی قوه باه بکار آید و به هر دو معنی ترکی است. ( غیاث اللغات بنقل از لطایف ).

فرهنگ فارسی

بر کندن

جمله سازی با قما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گنده‌پیران شوی را قما دهند چونک از زشتی و پیری آگهند

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز