قارلوق

لغت نامه دهخدا

قارلوق. ( اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه. سکنه آن 30 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ص 157 ).
قارلوق. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان. در 15هزارگزی شمال خاوری ابهر و 6هزارگزی راه آهن زنجان. موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. 336 تن سکنه دارد.آب آن از قنات و محصولات آن غلات و انگور و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. و از حدود قهوه خانه شناط اتومبیل میرود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با قارلوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان‌های قارلُقی یکی از زیرشاخه‌های خانواده زبان‌های ترکی می‌باشد. این زیرشاخه توسط خلخ توسعه یافته‌است. بسیاری از آثار ترکی میانه به این زبان‌ها نوشته شده‌است. آل افراسیاب، خانات جغتای، خانات یارکنت، گویشوران ازبک خانات بخارا، امارت بخارا، خانات خیوه، خانات خوقند و خانات میمنه به زبان‌های قارلوقی صحبت می‌کردند. امیرنشین‌های گوناگونی به این زبان سخن گفتند. خان‌های قراخانی با این زبان گفتگو می‌کردند که ترکی، فرغانی، کاشغری یا قراخانی نامیده می‌شد ولی اکنون گویشوری ندارد. همچنین خانات جغتای به زبانی از شاخه شرقی قارلوقی سخن می‌گفتند که جغتایی نامیده می‌شد و از زبان‌های منقرض شده می‌باشد گرچه در گذشته رواج داشته‌است. تنها زبان از شاخه قارلوق غربی زبان ازبکی می‌باشد.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز