شناط

لغت نامه دهخدا

شناط. [ ش ِ ] ( ع ص ) زن نیکو گوشت و تن و نیکورنگ. ج، شِناطات، شَنائط. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شناط. [ ش ِ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قزوین و زنجان، میان شریف آباد و خرم دره، در 221400گزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

زن نیکو گوشت و تن نیکو رنگ جمع شناطات

جمله سازی با شناط

💡 ارتفاع شهر ابهر از سطح دریا ۱۵۴۰ متر است. از مهم‌ترین آثار تاریخی این شهر می‌توان به بقعهٔ امام‌زاده اسماعیل در شناط، بقعهٔ امام‌زاده زیدالکبیر در خاور این شهر و آرامگاه پیر احمد زهرنوش در جنوب باختری شهر اشاره کرد. شهرداری ابهر به چهار ناحیهٔ «مرکزی»، «شناط» (در قسمت شمالی شهر)، «شریف‌آباد» (در قسمت شرقی شهر) و «حسین‌آباد» (در قسمت غربی شهر) تقسیم شده است.

💡 از سمت غرب با ابهر و شناط از سمت جنوب با ابهر از شرق با روستای نورین و از سمت شمال با روستاهای آهک قره تپه و اسدآباد همسایه می‌باشد

💡 شریف‌آباد از طریق بلوار ولایت به ابهر و همچنین بلوار شورا (جاده قدیم تهران تبریز که در جنگ جهانی توسط روسها احداث گردیده) به ناحیه شناط، جاده ترانزیت به نورین و … و آزاد راه به شناط بالا، خرمدره و زنجان متصل می‌شود.

فریاد یعنی چه؟
فریاد یعنی چه؟
اخته کردن یعنی چه؟
اخته کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز