فضع

لغت نامه دهخدا

فضع. [ ف َ ] ( ع مص ) بشکستن چوب را. ( منتهی الارب ). در اقرب الموارد نیست.
فضع. [ ف َ ] ( ع مص ) پلیدی انداختن. || تیز زدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با فضع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لو لا انه ينبغى للمودع اءن يسكت، وللمشيع اءن ينصرف، لقصر الكلام، و اءنطال الاسف و قد اءتى من القوم اليك ماترى، فضع عنك الدنيا بتذكر فراغها، و شدة مااشتد منها برجاء ما بعدها، و اصبر حتى تلقى نبيك و هو عنك راض؛))

💡 اذا ركعت فضع كفيك على ركبتيك و ابسط ظهرك ولاتقنع راءسك و لاتصوبه

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز