غلط گفتن

لغت نامه دهخدا

غلط گفتن. [ غ َ ل َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ناصواب گفتن. نادرست گفتن. در نظم و نثر فارسی غالباً متضمن معنی اضراب است:
دل ماند ز ساقیم غلط گفتم
آن دل که نماند ازو کجا ماند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 602 ).غلط گفتم ای مه کدام آشنایان
که هیچ آشنا بی ریائی نبینم.خاقانی.نی غلط گفتم که نائب با منوب
گر دو پنداری قبیح آید نه خوب.مولوی ( مثنوی ).غلط گفتم ای یار فرخنده روی
که نفع است در آهن و سنگ و روی.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ناصواب گفتن نادرست گفتن. غلط گو ( ی ). ( صفت ) آنکه غلط گوید کسی که خطا گوید.

جمله سازی با غلط گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 4 - در قنوت و غير قنوت دعا را بغلط خواندن جائز است چه غلط از لحاطحروف و چه غلط از نظر صدا و اعراب به شرطى كه غلط فاحش و يا باعث تغيير معنىنباشد و همچنين است غلط گفتن ذكرهاى مستحبى لكن نزديكتر به احتياط آن است كه بكلى ازذكر و دعاى غلط صرفنظر كند و اما ذكرهاى واجب در نماز جز بعربى صحيح جائز نيست.

💡 غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبود که این دم جام را از می نمی‌دانم به جان تو

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز