عیص

لغت نامه دهخدا

عیص. [ ع َ] ( ع مص ) دشوار گردیدن سخن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). عیاص. عَوَص. رجوع به عوص و عیاص شود.
عیص. ( ع اِ ) درخت انبوه و بهم پیچیده. ( منتهی الارب ) ( از غیاث اللغات ). درختان بسیار و بهم پیچیده. ( از اقرب الموارد ). ج، أعیاص، عیصان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || درختان خاردار مجتمع و درهم ویا خرمابنان انبوه. || روئیدنگاه درخت نیکو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بیخ و بن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اصل و نژاد. گویند: هو من عیص صدق؛ یعنی او از نژاد راستی است. و «هو من عیص هاشم »؛ یعنی او از نژاد هاشم است. و «ما أکرم عیصه »؛ یعنی چه گرامی است اصل و نژاد او، که منظور پدران و اعمام و اخوال و اهل بیت وی میباشد. || عیصک منک و ان کان أشِباً؛ نژادت از تو است هرچند خاردار و درهم باشد. مثلی است که در مذمت شخص بکار برند هرگاه از رفیق خود طلب عطف و توجه کند برای خویشان خود هرچند شایسته او نباشند. || فلان فی عیص أشب؛ فلان در بین قوم خوددر عزت و مصونیت است. || جی به من عیصک؛آن را از آنجای که بود بیاور. ( از اقرب الموارد ).
عیص. ( اِخ ) یکی از چهار پسر امیةبن عبدشمس اکبر است، که هر چهار تن، اعیاص قریش می باشند. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به أعیاص شود.
- أبوالعیص؛ یکی دیگر از چهار پسر امیه، یعنی اعیاص قریش است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اعیاص شود.
عیص. ( اِخ ) نام پسر اسحاق بن ابراهیم علیه السلام بود. رجوع به عیصو شود.
عیص. ( اِخ ) جایگاهی است در بلاد بنی سُلیم، و در آنجا آبی است بنام «ذنبان العیص ». ( از معجم البلدان ). آبی است به دیار بنی سلیم. ( منتهی الارب ).
عیص. ( اِخ ) حصاری است بین ینع و مروه. و گویند عرضی است از اعراض مدینه در ساحل دریا. ( از معجم البلدان ). کوهی است از کوههای مدینه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پسر اسحاق علیه السلام و رفقه و برادر توام یعقوب علیلهالسلام.اولاد عیصو در کوه سعیر ( در مشرق العربه ) سکنی داشتند و بدان لحاظ آن مقاطعه را (ادوم ) گفتند و نسل ویرا ( ادومیان ) نامیدند و ایشان در دنیا قومی زور آور و قوی بودهاند.
حصاری است بین ینع و مروه و گویند عرضی است از اعراض مدینه در ساحل دریا

جمله سازی با عیص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایوب مردی بود از اهل روم و پدرش از نسل اسحاق نبی (أیوب بن أموص بن رازخ بن روم بن عیص بن اسحاق بن ابراهیم) و مادر او از فرزندان لوط بود.

💡 نو آیین‌ترین شاه آفاق بود نوا زادهٔ عیص اسحق بود

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز