لغت نامه دهخدا
عملی شدن. [ ع َ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به انجام رسیدن. انجام شدن. قابل این شود که به عمل درآید.
عملی شدن. [ ع َ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به انجام رسیدن. انجام شدن. قابل این شود که به عمل درآید.
بانجام رسیدن انجام شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفتهٔ طلوعی شهردار کرمانشاه مسیر تله کابین از محدودهٔ پارک کوهستان آغاز شده و به دشت کاهو در ارتفاعات طاقبستان متصل میشود. او وعده داده که ساخت تلهکابین باعث میشود در مراحل بعدی هتل و مجموعههای ورزشی در محوطهٔ طاقبستان ساخته شود، اقدامی که در صورت عملی شدن چیزی از هویت تاریخی حریم زرد طاقبستان باقی نخواهد گذاشت و آسیبی جدی به منظر طبیعی، تاریخ یو فرهنگی مجموعهٔ طاقبستان وارد خواهد کرد.
💡 1. پیاده سازی می تواند پیچیده باشد - به دلیل مدل های پیچیده ریاضی و پیامدهای استراتژیک، عملی شدن گزینه های واقعی ممکن است دشوار باشد.
💡 نیلوفر بیانی در بخشی از متن آخرین دفاع خود در شهریور ۱۳۹۸، با اشاره به هراس دائمی خود از امکان عملی شدن تهدیدهای جنسی سربازجوی پرونده نوشت
💡 با عملی شدن تحریم اتحادیه اروپا از تاریخ اول ژوئیه ۲۰۱۲ بسیاری از مشتریان اروپایی نفت ایران به سمت بازار نفت سنگین اورال هجوم بردهاند. تشابه نوع نفت اورال با نفت سنگین ایران، و دور بودن آن از محدوده پرخطر خلیج فارس آن را برای مشتریان اروپایی به گزینهای جذاب تبدیل کردهاست.