لغت نامه دهخدا
عطرسایی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و کیفیت عطرسای. ( فرهنگ فارسی معین ):
شب از ناف خود عطرسایی گشاد
جهان زیور روشنایی نهاد.نظامی.چو آمد زلف شب در عطرسایی
به تاریکی فروشد روشنایی.نظامی.رجوع به عطرسای شود.
عطرسایی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و کیفیت عطرسای. ( فرهنگ فارسی معین ):
شب از ناف خود عطرسایی گشاد
جهان زیور روشنایی نهاد.نظامی.چو آمد زلف شب در عطرسایی
به تاریکی فروشد روشنایی.نظامی.رجوع به عطرسای شود.
عمل و کیفیت عطر سای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آمد زلف شب در عطر سایی به تاریکی فرو شد روشنایی