شکر سنگ

لغت نامه دهخدا

شکرسنگ. [ ش َ ک َ س َ] ( اِ مرکب ) یک نوعی سنگی که چون ساییده آنرا بر موضعی که خون آید بریزند بازایستد. ( ناظم الاطباء ). آنرا سنگ زخم نیز گویند، به تازی حجرالعاج و حجرالاعرابی نیز خوانند، چون سوده آن سپید و شیرین است آنرا شکرسنگ گفته اند و بدو مداوای زخم کنند، و از دیار عرب خیزد از این جهت آنرا حجر اعرابی گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). حجر اعرابی است و آن سنگی باشد سفید، چون آنرا بسایند و بر موضعی که خون می آمده باشد ریزندخون را بازدارد. ( برهان ). اسم فارسی حجرالعاج است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

یک نوع سنگی است که چون ساییده آنرا بر موضعی که خون آید بریزند باز ایستد.

جمله سازی با شکر سنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابرست بر جای قمر زهرست بر جای شکر سنگ است بر جای‌ گهر خارست بر جای سمن

💡 دلش شکسته نگردد ازین سخن دانم که گرچه سخت بود نشکند ز شکر سنگ

💡 ۲ـ خاک رس معدنی نرم شده با شکر سنگ و آب مخلوط شده خشت تهیه می‌شود.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز