شهده

لغت نامه دهخدا

( شهدة ) شهدة. [ ش َ دَ ] ( ع اِ ) اخص است از شهد که بمعنی انگبین با موم است. ( منتهی الارب ). یک قطعه از عسل با موم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

یک قطعه از عسل با موم.

فرهنگ اسم ها

اسم: شهده (دختر) (عربی) (تلفظ: šahde) (فارسی: شهده) (انگلیسی: shahde)
معنی: منسوب به شهد، عسل، ( شهد، ه ( پسوند نسبت ) )

دانشنامه آزاد فارسی

شَهدَه (بغداد ۴۹۴ـ۵۷۴ق)
(زینب، ملقب به فخرالنساء) بانوی محدث ایرانی، دختر عمر ابری دینوری (ابیوردی خراسانی ). از محدثان بزرگی همچون ابوالخطاب نصر بن احمد بطروانی روایت کرده و حدیث شنیده است. همچنین، کسانی مانند ابن جوزی و علی بن هبةالله شافعی از او روایت کردند و حدیث شنیدند. شهده حلاوت بیان و فصاحت لسان داشت و بدیهه گو بود و قطعات و مرقعات را نیز نیکو می نوشت.

جمله سازی با شهده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 58 - من شهدا مرا فكرهه كان كم غاب عنه و من غاب عن امر فرضيه كان كمن شهده.

💡 غـاب عـن امـر فـرضـيـه كـان كمن شهده: كسى كه شاهد و ناظر كارى باشد اما از آن متنفربـاشـد هـمـانـنـد كسى است كه از آن غائب بوده و در آن شركت نداشته است، و كسى كه دربـرنـامـه اى غـائب بـوده امـا قـلبـا بـه آن رضـايت داشته، همانند كسى است كه حاضر وشريك بوده.

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز