لغت نامه دهخدا
شش جهات. [ ش َ / ش ِ ج َ ] ( اِ مرکب ) شش جهت:
کرد رها در حرم کاینات
هفت خط و چارحد و شش جهات.نظامی.رجوع به شش جهت شود.
شش جهات. [ ش َ / ش ِ ج َ ] ( اِ مرکب ) شش جهت:
کرد رها در حرم کاینات
هفت خط و چارحد و شش جهات.نظامی.رجوع به شش جهت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعظم اتابک که شش جهات جهان را همت او هست در جوار گرفته
💡 ز شش جهات وجودم زمان زمان دم دم هزار فتنه ز تاثیر این و آن برخاست
💡 بر سر ِ هر چار سو در شش جهات رستخیز از های و هوی ِ یار ماست
💡 از سوختن گزند نباشد خلیل را گر زان که شش جهات جهان جمله آتش است
💡 دل یگانه من عاشقانه در دو سرا برای یک جهتی شش جهات می بخشد
💡 بود سیه شش جهات همچو ز آب آینه سرخ بر آم د دو قطب همچو زآتش سنان