لغت نامه دهخدا
شروطی. [ ش ُ ] ( ص نسبی ) این نسبت مربوط به نوشتن صکوک و سجلات می باشد. ( از انساب سمعانی ). || صکاک. رئیس چک نویس. ( از مهذب الاسماء ) ( یادداشت مؤلف ). قباله نویس. ( مهذب الاسماء ) ( یادداشت مؤلف ).
شروطی. [ ش ُ ] ( ص نسبی ) این نسبت مربوط به نوشتن صکوک و سجلات می باشد. ( از انساب سمعانی ). || صکاک. رئیس چک نویس. ( از مهذب الاسماء ) ( یادداشت مؤلف ). قباله نویس. ( مهذب الاسماء ) ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهایتاً، صلح حسن و معاویه از جنگ بین عراقیان و شامیان جلوگیری کرد و طی آن خلافت به شروطی از حسن به معاویه منتقل گردید. این واقعه در ۱۱ ربیعالثانی ۴۱ هجری/ اوت ۶۶۱ میلادی پس از ۷ ماه از حکومت حسن بود. بعد از متارکه جنگ، لشکر معاویه به کوفه آمد و معاویه در سخنرانی اش تمامی عهدههای نهاده شده را (که تنها به منظور خاموش کردن مقطعی جنگ و راضی کردن مخالفان بود) انکار کرد.
💡 موضوع از این قرار بودهاست که در سال ۹۶ اتفاقی عجیب در دانشگاه آزاد اسلامی برای تغییر رشته گروهی خاص از دانشجویان اتفاق افتادهاست، که فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد بتوانند بنابر انتخاب خودشان اما با شروطی تغییر رشته بدهند، برای مثال فرزند یک عضو خاص از هیئت علمی دانشگاه آزاد که در رشته دامپزشکی پذیرفته شدهاست، در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد؛ و برخی افراد بانفوذ بدون داشتن فاکتورهای لازم در قانون اقدام به تغییر رشته کردهاند.